![]() |
![]() |
|
| تنها عشق است که می ماند |
|
پنج وارونه چه معنا دارد ؟؟
من به او خندیدم ،
روی دیوار درختان دیدم
گفت دیروز خودم دیدم ،
آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید ،
بعد ها وقتی غم ،
بی گمان می فهمی |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم مرداد 1388ساعت 9:17 توسط یه قلب بی تاب |
|
|
عصر یک جمعه ی دلگیر
بگویم ،بنویسم چرا آب به گلدان نرسیدست ؟
غم عشق به پایان نرسیدست ؟ بنویسد ... چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست ؟ عصر این جمعه ی دلگیر تو کجایی گل نرگس ؟
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 18:40 توسط یه قلب بی تاب |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 20:26 توسط یه قلب بی تاب |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 18:35 توسط یه قلب بی تاب |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 19:57 توسط یه قلب بی تاب |
|
آن لحظه که تقدیم تو شد هستی من جنس این جام بلور است می شکند
یک دوست گل به نام gth برای شادی گل از دست رفته اش مهسا از من خواست که شمعی در وبلاگم روشن کنم. من هم از شما دوستای گلم می خوام که یه فاتحه برای شادی روح این عزیز تلاوت کنید . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 18:57 توسط یه قلب بی تاب |
|
هر کس هر چه داشت آورد اما قیمت عشق ٬ اشک است |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 19:13 توسط یه قلب بی تاب |
|
|
و من با شبنم اي كاش بي خبر مي آمد همه گل مي داديم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 20:22 توسط یه قلب بی تاب |
|
|
تمام عمر ولی هر بار که حرف دلش را می زد کیسه ی کوچک چای رفت ته لیوان لیوان سرخ شد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 17:41 توسط یه قلب بی تاب |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 15:42 توسط یه قلب بی تاب |
|
باید به فریادش رسید بر سنگ مزارش چه سود ... ؟!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:27 توسط یه قلب بی تاب |
|
|
با یک لبخند مهربان که سالها انتظارش را می کشیدم وقتی رفتی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم بهمن 1386ساعت 18:4 توسط یه قلب بی تاب |
|
عاشقي تعطيل ...
تپیدن قلبا فقط برای زنده موندنه فرقی نداره تو قفس یا توی سینه میمونه قلب كوچيك آدما تو سينشون مقدسه اين دلاي كوچيك همش واسه كسي دلواپسه دلاي سرخ آدما خونينه و مثل شراب اما دل و در بياري ميشه فقط كاسه ي آب قلب و در آورد شدش قلبه اسير يه سؤال آدمي عشق تو قلبشه ٬ پس تكليف عشق شد محال |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 17:56 توسط یه قلب بی تاب |
|
|
دوستتون دارم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 17:16 توسط یه قلب بی تاب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 تیر 1386 |
|
RSS
|